تبليغاتX
www.MehrAfran.blogfa

www.MehrAfran.blogfa

عشق من A

سایت های فیلتر شکن

http://www.cpumod.net



http://zoow.info


http://www.proxyserver.cc/



http://www.illhead.info



http://maaq.info



http://surfitprivate.info



http://thehealthmystery.info/



http://fxvirtuoso.com



http://a2p.org



http://S-I-N.us



http://SexyInTheCity.info/



http://onehit.info

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 9:17  توسط Mehran  | 

عشق

همه می گن که گناهه......................................................عشق پاک من به چشمات

می گن عشق ما تباهه.........................................................دل ندم به سادگی هات

همه فکرشون همینه...............................................که جدا بشیم من و تو

نمی خوان عشقی بمونه.................................میون قلب من و تو

تو بگو که این دروغه..........................توی قلبت جا ندارم

سرت اینقدری شلوغه..........من دیگه جایی ندارم

حس تلخ یه حسادت.........تو چشاشون خونه کرده

میدونم جای سعادت ......................آرزوشون غم و درده

به اونا بگو گل من ................................... حس خوب عاشقی رو

بگو که توی دل من ......................................................کاشتی بذر رازقی رو

بیا ثابت کن به دنیا...........................................................که هنوزم عشق زنده اس

بینه هرچی توی دنیا ............................................................عشق پاک ما برنده اس

میگن عاشقی که جرم نیست......................................................عشق یک پسر گناهه

میگن عشقه اون که عشق................................................. نیست هوسه فقط گناهه

اونا عشقو حس نکردن عشق................................... که مردو زن سرش نسیت

می دونی باور نکردن عشق............................... خیانتی باهاش نسیت

حرفاشون برام مهم نیست.............پشت تو هرچی که می گن

هیچی جز تو تو دلم نیست.............اینو حتی اونا می گن

می میرم از عشقت آخرحرف من نیست همه میگن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 19:22  توسط Mehran  | 

تنها ماندم!

 

شیشه ای می شکند... یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟ مادر می گوید...شاید اینرفع بلاست.

یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد. شیشه ی پنجره را زود شکست. کاش

امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را برمی

داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... از

خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟ دل من سخت شکست اما، هیچ

کس هیچ نگفت و نپرسید چرا ؟ عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش می مونه . پس سعی کن تا

وقتی که جراتش رو پيدا نکردی هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو

داشته باشی که تو دستهات نگهش داری. ای کسانیکه مامور دفن من هستید به وصیتم گوش کنید :

مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند که هر چه سیاهی در دنیا بود کشیدم . چشم هایم را باز

بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار بودم و کسی به این انتظار پایانی نبخشید. دستهایم را باز بگذارید تا

همه ببینند که از این دنیا چیزی با خود نبرده ام. در آخر یخی به شکل صلیب بر روی مزارم بگذارید تا با

اولین تابش خورشید به جای عزیزم بر من بگرید.. من از تو مي مردم اما تو زندگاني من بودي تو با من

مي رفتي تو در من مي خواندي وقتي كه من خيابانها را بي هيچ مقصدي مي پيمودم تو با من مي

رفتي تو در من مي خواندي تو از ميان نارونها گنجشكهاي عاشق را به صبح پنجره دعوت مي كردي

وقتي كه شب مكرر ميشد وقتي كه شب تمام نيمشد تو از ميان نارونها گنجشك هاي عاشق را به صبح

پنجره دعوت ميكردي تو با چراغهايت مي آمدي به كوچه ما تو با چراغهايت مي آمدي وقتي كه بچه ها

مي رفتند و خوشه هاي اقاقي مي خوابيدند و من در آينه تنها مي ماندم......!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:42  توسط Mehran  | 

متن های کوچک........

 

شیشه ای می شکند... یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟ مادر می گوید...شاید اینرفع بلاست.

یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد. شیشه ی پنجره را زود شکست. کاش

امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را برمی

داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... از

خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟ دل من سخت شکست اما، هیچ

کس هیچ نگفت و نپرسید چرا ؟ وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد

منم يه روز مثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب

شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون

خودشو وقف مرداب کرده.... عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش می مونه . پس سعی کن تا وقتی که

جراتش رو پيدا نکردی هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته

باشی که تو دستهات نگهش داری. فصل پاییزی من که میرسه فصل اندوه سفر سرمیرسه تو سکوت

خسته باور من سایه ام فکر جدایی میکنه شاخه سرد وجودم نمیخواد رگ بیداری لحضه هام باشه

نفسم در نمیاد به چشم خواب نمیاد دل من تو رو میخواد چشم من گریه میخواد نفسم در نمیاد به

چشم خواب نمیاد دل من تو رو میخواد چشم من گریه میخواد پسرك پريد لبه‌ي جوي آب و سعي كرد

تعادلش را حفظ كند و شروع كرد به راه‌رفتن. دخترك اما لبه‌ي ديگر جوي آب را انتخاب كرد؛ دوست نداشت

پشت سر پسر باشد. فكر كرد اينجوري هميشه كنار هم هستند.سرش را كه بلند كرد، انتهاي جوي آب

در آن خيابان طويل درست پيدا نبود اما، يك چيز كاملاً مشخص بود؛ آنها موازي همديگر مي‌رفتند، با

فاصله يك جوي آب از هم. رسيدني در كار نبود، حتي تا قيامت! روزگارم گله مندي شده است ..... من

بگيرم تو بخندي شده است .... از دلم ياد نكردي شايد،.... عشق هم سهميه بندي شده است... ای

کسانیکه مامور دفن من هستید به وصیتم گوش کنید : مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند که هر

چه سیاهی در دنیا بود کشیدم . چشم هایم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار بودم و کسی به

این انتظار پایانی نبخشید. دستهایم را باز بگذارید تا همه ببینند که از این دنیا چیزی با خود نبرده ام. در

آخر یخی به شکل صلیب بر روی مزارم بگذارید تا با اولین تابش خورشید به جای عزیزم بر من بگرید. من

از تو مي مردم اما تو زندگاني من بودي تو با من مي رفتي تو در من مي خواندي وقتي كه من خيابانها را

بي هيچ مقصدي مي پيمودم تو با من مي رفتي تو در من مي خواندي تو از ميان نارونها گنجشكهاي

عاشق را به صبح پنجره دعوت مي كردي وقتي كه شب مكرر ميشد وقتي كه شب تمام نيمشد تو از

ميان نارونها گنجشك هاي عاشق را به صبح پنجره دعوت ميكردي تو با چراغهايت مي آمدي به كوچه ما

تو با چراغهايت مي آمدي وقتي كه بچه ها مي رفتند و خوشه هاي اقاقي مي خوابيدند و من در آينه تنها

مي ماندم......!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:32  توسط Mehran  | 

دلم تنگ است....

 

 

دلم تنگ است دلم مي‌سوزد از باغي كه مي‌سوزد نه ديداري نه بيداري نه دستي از سر ياري مرا آشفته

مي‌دارد چنين آشفته بازاري تمام عمر بستيم و شكستيم به جز بار پشيماني نبستيم جواني را سفر

كرديم تا مرگ نفهميديم به دنبال چه هستيم عجب آشفته بازاريست دنيا عجب بيهوده تكراريست دنيا

چه رنجي از محبتها كشيديم برهنه پا به تيغستان دويديم نگاه آشنا دراين همه چشم نديدم و نديديم و

نديدم سبكباران ساحلها نديدند به دوش خستگان باريست دنيا مرا در موج حسرتها رها كرد عجب يار

وفاداريست دنيا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:23  توسط Mehran  | 

آشیانه ...

 

آشيانه . . . يكي بود يكي بود يكي بود يكي بود عاشق بود و منتظر . منتظر بود تا معشوقانش باز گردند.

 باز گردند روزي روزگاري در جنگلي دور دو پرنده عاشق مي‌زيستند يكي فرزند و ديگري مادر بود مادر

عاشق كودك و كودك عاشق مادر بود . هر روز مادر كودكش را از عشق سيراب مي نمود و كودك پس از

سيرابي فقط مادر را مي‌ديد نه خود را تا آنكه مادر دست به آزمايشي زد تا عشق كودكش را بر خود

آشكار كند . آن را از آشيانه‌اش بيرون انداخت مادر مي‌دانست كه بي عشق او عشق كودك در كار نيست

بنابراين كودك را از خود دور ساخت تا بي عشق مادر عاشق باشد عاشق عاشقي خالص . فرزند بي

عشق مادر مي‌مرد بنابراين مي‌بايست ميرفت تا اول عشق را درك كند و پس از آن عاشق باشد مادر

كودكش را به ظاهر ترك كرد ولي دورادور مراقب او بود به او نگاه مي‌كرد و او را صدا مي‌زد ولي كودك

نمي‌شنيد شبها او را نوازش مي كرد اما كودك حس نمي‌كرد مادر با كودك بود اما كودك تنها بود كودك در

دل غمي داشت غم از دست دادن مادر اما خود را فريب مي‌دادو بر خود با ناداني طبابت مي‌كرد در حالي

كه مرحم دردش در كنارش . . . نه . . . در درون خودش بود به دنبال مرحم مي‌گشت بنابراين مدرسه

رفت . . . كار كرد . . . ازدواج كرد . . . و سراجام آنقدر در زمين زندگي كرد كه حتي پرواز هم برايش رويا

شد مادر بر اين بي وفايي اشك مي‌ريخت جانش از مرگ روح فرزندش مي‌سوخت قلبش مي‌شكست اما

با خود مي‌گفت : هر گاه باز گردد او را خواهم بخشيد و اگر باز گردد او را از روحم تغذيه مي‌كنم بنابراين اي

پرندگان كوچك گنه كار كه حتي پرواز را هم از ياد برده‌ايد باز گرديد مگر نمي‌بينيد كه خداوند بر شما

عاشق است.....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:22  توسط Mehran  | 

عشق...

 

 

عشق یعنی... عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی

شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق

یعنی از فراقش سوختن عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی بنده فرمان

شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه

در دل آرزوست عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی یک

تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی

زندگی را باختن عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن عشق

یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر عشق یعنی زندگی را بندگی عشق

یعنی بندگی آزادگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:49  توسط Mehran  | 

شخصيت كلي متولدين شهريور

 

 

شخصيت كلي متولدين شهريور در زمان تولد شما خورشيد در علامت زمينى(دختر باكره)كه سمبل ماه

شهريور مي باشد بوده است.سياره هادى شما,مركوري,بر مغز و اعصاب حكومت مي كند.در نتيجه

تركيب غريبي از يك موجود زمينى و اهل عمل و يك موجود اسرار آميزهستيد و تركيبى ازيك موجود اهل

كسب وكار و در عين حال هنري. خصوصيات شخصي كه در شما غلبه دارد شدت و قوت است.فكر شما

سريع و بيقرار است.دايما در جستجوي اسرار مرگ و زندگى هستيد.شمابسيار عصبي و با انرژي

هستيد و آنقدر انرژي مي سوزانيد كه ايجاب مي كند بيشتر از اكثر مردم استراحت داشته باشيد.مواظب

رژيم غذايى خود باشيد و ورزش كنيد وپيشگيريهاى بيش از حد معمول را درباره سلامتى عمومى خود

رعايت كنيد تا از عواقب عكس العملهاى عصبي كه ناشى از فعاليت مغزي خيره كننده شماست

بگريزيد.بايستى دامهايى را كه طبيعت شما در مسايل مربوط به دوستى و روابط انسانى بوجود مى آورد

بشناسيد و درك كنيد.شما نه تنها منظور از هر كارى را كه خودتان شخصا مى كنيد زير سئال قرار مى

دهيد بلكه دايما در جستجوى انگيزه هاى ديگران نيز هستيد.تمايل داريد كمى در مورد اشخاصى كه

بتازگي با آنها آشنا شده ايد بدگمان باشيد.شخصيت خود را درون يك پوسته خارجى كه حالتي رسمى و

ممنوع دارد منجمد مي كنيد.به هر حال زمانى كه كسى ترتيبى بدهد كه به اين ديوار منجمد نفوذ

كند,شما را جذاب,اجتماعى و جالب توجه مى يابد.اگر عملي را از روي مهرباني انجام دهيد ترجيح مي

دهيد مخفي بماند.شما بندرت در مورد افكار و اعمال خود با ديگران بحث مي كنيد.بعضى اوقات براي

خلوت خود بى اندازه ارزش قايل مي شويد و از هر نوع كوششى كه ديگران براى كنجكاوى يا دخالت بيجا

در كارهاى شما به خرج بدهند,شديدا خشمگين مي شويد. در واقع مقداري از بدگماني و تمايلتان به

راندن مردم قابل توجيه است.در شما اين آمادگى هست كه با مردم به طريقى بياميزيدكه براي منافعتان

مضر است. هرگز نبايد مدارك قانونى يا قراردادى را بدون تحقيقات كامل امضا كنيد.اين مسئله تا حدودى

عجيب است كه اگر چه شما آمادگي طرد كردن اشخاص بى صلاحيت را داريد,ولى در عين حال اين تمايل

هم در شما هست كه درگير خويشاوندانى بشويد كه سعى خواهند كرد بر زندگى شما مسلط بشوند.

بايستى بخصوص مراقب باشيد كه مبادا اشخاصي كه به شما خيلي نزديك هستند سعي كنند كنترل

مسايل مورد علاقه شما را در دست بگيرند و شما را تحت انقياد خود درآورند.شانسهاي شما براي

موفقيت در زندگي خيلي زياد است.علامت ماه شهريور نشان دهنده يكي از باهوش ترين و عملي ترين

علامتها در تمام منطقه البروج است.در صورتى كه به تودارى فطرى خود غلبه كنيددر ملاقات با مردم

تواناييهاى بزرگ و خوبى داريد.به اندازه كافى قابليت تطبيق براي جور شدن با هر نوع محيطى را داريد.در

معاملات شغلى و كاري زيرك و زرنگ هستيد.موجودي هستيد منطقي,داراي قدرت تشخيص و رفتارى

توام با نظم و روش خاص.در جزئيات مسايل شغلي قابل اعتماد هستيد.شما از طريق پيمانهاى مخفيانه

ويا از طريق اشخاصي كه موقعيت سياسى دارند, مى توانيد به موقيتهاى بالا و قدرت دست يابيد. سياره

مركورى به شما مغزى زيرك و تحليل گر داده است كه بخصوص براي مطالعات علمي و كاوشگري در مورد

مردم و مسايل آنها,مناسب است. اشتياق و سرعت فكر شما,گاهى دامهايى سر راهتان بوجود مى

آورد.شما دوست داريد روي جزئيات خيلى تاكيد كنيد,و از افراد تابع خود انتظار داريد دقت و نظم

خطاناپذيري داشته باشند.گرچه در ستايش يك كارگر خوب سريع هستيد,ولي به همان اندازه هم در

انتقاد و محكوم كردن كسى كه نادان,لابالى و بي دقت يا احمق است سريع هستيد.اگر سعى كنيد

صبورتر بوده و انتقادهاى خود را با ملاحظه تر مطرح كنيد مي توانيد يك مجرى عالى بشويد.لايق و با

صلاحيت,و در اجراي وظايف خود كار آمد و درستكار.از نظر عاطفى موجودي صادق و صميمي هستيد

گرچه ظاهرا كمى سرد و كناره گير بوده ومحبت خود را زياد ابراز نمى كنيد.شما موجودى پاك و حساس

هستيد كه به شعر,هنر,ادبيات و موسيقى عشق مى ورزيد.ايده آلهاى شما به طور غير عادى بالاست و

اين موضوع باعث مى شود كه در عشقهاى اوليه خود چندين بار مايوس بشويد.بايد اين هشدار را به

شما بدهيم كه شخصيت شما مستعد اين است كه رابطه زناشويى را كمى پيچيده كند و اين مى تواند

باعث ناآرامى روحى و ناخوشحالي بشود.بايستي دايما مراقب موقعيتهاى غير معمول بوده و از كارهايى

كه حتى به ظاهر گناهكارانه به نظر مى رسند بپرهيزيد. خصوصيت مردان متولد شهريور آتش عشق مرد

متولد شهريور ماه بسيار كم شعله، اما جاودانه و با حرارت است. او با عشق هاي رويايي و اشك هاي

سوزان و آه هاي جانسوز ميانه اي ندارد،‌ و اگر با چنين مردي ازدواج مي كنيد، بايد صبر ايوب داشته

باشيد. اگر شما از آن زن هايي هستيد كه تشنه عشق هاي شاعرانه و جملات مسحور كننده هستند،

توصيه مي كنيم كه دور مرد متولد شهريور را خط بكشيد، چون در غير اين صورت وضع آدم گرسنه اي را

دارد كه بر سر خوان نعمت نشسته باشد اما غذاها همه به بشقاب چسبيده باشند. سعي در برقرار

كردن يك رابطه عشقانه خيلي رويايي با مرد متولد شهريور چنان قلب شما را جريحه دار خواهد ساخت

كه جراحت آن تا پايان عمر هم التيام پيدا نخواهد كرد. زندگي اين مرد به طور دربست بر پايه امور مادي و

كارهاي عملي قرار دارد تا جايي كه به طور مطلق با عشق هاي رمانتيك و روياهاي طلايي بيگانه است.

براي وارد كردن او به جرگه عشاق بايد كوشش زيادي بكار برده شود. او نه تنها كسي نيست كه گيتارش

را بردارد و پايين پنجره اتاق شما آواز هاي عاشقانه بخواند، بلكه شما براي شنيدن يك كلمه عاشقانه از

زبان او هم بايد صبر ايوب داشته باشيد. راستش اين است كه اين مرد از دوران طفوليت خود با عشق

سروكار پيدا مي كند منتها نه به آن مفهومي كه ما انتظار داريم. احساسات عشقانه و محبت او نسبت

به ديگران به صورت فداكاري هاي صادقانه و بي پيرايه نسبت به ديگران به صورت فداكاري هاي صادقانه و

بي پيرايه نسبت به افراد خانواده‌،دوستان و كساني كه از او ضعيف ترند و يا داراي وضع مادي نامناسب

هستند، بروز مي كند. عشق واقعي او ، عشق به كار، عشق به مسئوليت و عشق به ياري رساندن به

درماندگان است و اين عشق چنان در او شديد است كه اگر موقعيتي براي ابراز آن پيدا نكند، جدا دلگير

مي شود، دلگير از اينكه چرا اين چنين بي مصرف باقي مانده است. عشق هايي كه به صورت

احساسات رويايي، جملات شورانگيز، اشك هاي سوزان و آه هاي جانسوز به وي عرضه بشوند به تنها در

او كوچكترين تأثيري نمي گذارد، بلكه در اغلب موارد آنچنان موجب وحشت وي مي گردند كه اگر دو تا پا

دارد،‌ دو تا هم قرض مي كند تا خود را از آنچه كه آن را يك مهلكه مي پندارد، نجات دهد، اما اگر شما

بتوانيد همين مرد را در شرايط مناسبي قرار بدهيد، مشاهده خواهيد كرد كه چطور قلب سنگش ذره ذره

نرم مي شود. هيچ شكي نيست كه قلب او نيز راهي براي ورود عشق دارد، منتها اين راه نه تنها يك

شاهراه نيست، بلكه اغلب اوقات راه مخفي و پر پيچ و خمي است كه بكار بردن شيوه هاي رايج

عاشقانه به طور حتم شما را به دروازه ورودي آن رهنمون نمي كند. همچنان كه كمك گرفتن از سكس و

عشوه گري نيز مفيد نخواهد بود. مرد متولد شهريور در عشق بيشتر در جست و جوي كيفيت است و به

همين دليل وقايع عاشقانه زندگي او از نظر كميت هرگز چشمگير نيست و تازه اغلب اين موارد محدود نيز

به عاقبت غم انگيزي منتهي مي شوند. عكس العمل او به هنگام شكست در عشق به اين صورت است

كه خود را به شديد ترين وجهي كه برايش امكان دارد،‌ در كارش غرق مي كند، از اجتماع كناره مي گيرد و

از آن پس بيشتر از گذشته احتياط به خرج مي دهد. شما در روابط خود با مرد متولد شهريور خيلي زود

متوجه مي شويد كه براي جلب نظر او بايد دوباره بيشتر فعاليت كنيد و دوباره بيشتر از دانش زنانه خود

استفاده نماييد. زندگي اين شخص بر پايه صداقت استوار است، و فقط به دلايل بسيار قوي و يا به خاطر

يك زن فوق العاده ممكن است خط مشي خود را موقتا تغيير بدهد. مرد متولد شهريور ماه خيلي راحت تر

از مرداني كه تحت تأثير صور فلكي ديگر هستند، مي تواند مجرد زندگي كند و چون ذاتا به سرنوشت

معتقد است اگر ديد كه با كسي رابطه عاشقانه پيدا نمي كند، خيلي راحت آن را به پاي سرنوشت غير

قابل تغيير خود مي نويسد و وضع خود را مي پذيرد و به همين دليل هم شما بسياري از متولدين اين ماه

را مي بينيد كه تا ميانسالي مجرد باقي مانده اند و شكايتي هم ندارند. وسواس در انتخاب زن ----------

---------------------------------------------------------------------- با توجه به آنچه گفته شد، برايتان

جالب خواهد بود اگر بدنيد كه عليرغم بيگانگي اي مرد با امور عشقي، او در فريب دادن زن ها تبحر

خاصي از خود نشان مي دهد. با عده اي از زناني كه در عشق شكست خورده اند، به گفتگو بيشينيد تا

ببينيد كه چند نفر ايشان قرباني فريب هاي مرد متولد شهريور شده اند. مرد متولد شهريور مجموعه اي

است از كمال هوشمندي و ثبات قدم، او به علت بي اعتنايي كه در مقابل زن ها از خود نشان مي دهد

به سرعت نظر آنها را به خود جلب مي نمايد، اما با ادامه همين بي اعتنايي خيلي هم زود قلب آنان را

مي شكند. معمولا مرها وقتي قلب زني را مي شكنند، يا احساس غرور مي كنند و يا احساس ندامت،

در حالي كه مرد متولد شهريور به علت داشتن حس شديد انتقاد و ايرادگيري، خود را با بي تفاوتي كامل

تبرئه مي كند. وقتي انديشه كرديم كه براي بدست آوردن قلب اين شخص بايد صبر ايوب داشت، عمل

درستي را انجام داده ايم. از سوي ديگر دقت شبيه به وسواس او در انتخاب زن موجب مي گردد كه

خيلي كمتر از ديگران در زندگي زناشوئي دچار شكست بشود. البته هيچ قانوني صد در صد كليت ندارد و

شما ممكن است مرد متولد شهريور را ببينيد كه در زندگي زناشويي شكست خورده است اما باور كنيد

كه او استثناء است. شرم و حيا يكي ديگر از خصوصيات زندگي اوست و جمع شدن اين حس با تمايلي

كه او به كسب در آمدهاي سرشار دارد، گاهي اوقات وقايع جالبي را به وجود مي آورد. وقتي نمايش فيلم

هاي سكسي تازه شروع شده بود، يكي از دوستان متولد شهريور من در تهيه فيلمي سرمايه گذاري كرد

و سود زيادي هم نصيبش شد، اما حالا بعد از گذشت چند سال هر وقت از آن فيلم صحبت به ميان مي

آيد، ريگش قرمز مي شود، البته اين را هم بايد به خاطر داشته باشيد كه مرد بالاخره مرد است و اگر به

عللي عشق نشده و ازدواج نكرده دليل آن نمي شود كه گاهي دست از پا هم خطا نكند، منتها فرق يك

متولد شهريور با ديگران در اين است كه او هميشه ظاهر امر را طيب و طاهر نگاه مي دارد و به علت وجود

همين ويژگي هم هست كه عشق او ( البته اگر نسبت به كسي عشق پيدا كند ) هميشه پاك و بي

خدشه مي باشد. او به هر نحوي كه برايش امكان داشته باشد، مانع از آلوده شدن عشق خود مي گردد

و در اين مورد اصلا براي وي فرقي نمي كند كه ديگران چه مي گويند. او هر گز با يك نگاه عاشق نمي

شود. در انتخاب معشوقه فوق العاده دقيق و خرده گير است، همچنانكه در غذا خوردن، مراقبت از خود،

حفظ سلامت و انجام وظيفه نيز چنين است. هرگز سعي نكنيد به او نارو بزنيد و يا دروغ تگوييد زيرا او

كسي نيست كه اغماض كند، از آن گذشته او با تمام وجود خود خواهان رابطه اي متبني بر صداقت

راستي است، او خوب مي داند كه ادامه يك چنين راهي چقدر مشكل است، اما با وجود اين سعي در

منحرف كردن وي از اين راه بدون فايده است. اگر موقعيت زمان و مكان وي را مجبور كند كه دندان روي جگر

بگذارد و از خط مشي كه طبيعت براي او تعيين كرده است منحرف بشود، يقين داشته باشيد كه خيلي

سريع به راه اول خود باز مي گردد حتي اگر برايش به قيمت از دست دادن يك شغل خوب و يا يك ثروت بي

كران تمام بشود. برانگيختن احساسات او كار دشواري است. او مي تواند سال هاي سال بدون اينكه

قلبش براي كسي بتپد، زندگي كند. قلب سنگ كه در سينه اوست و تازه چه بسا اتفاق مي افتد كه

شما از خود مي پرسيد كه آيا اصلا همين قلب سنگ هم در سينه او هست يا نه؟ اما بگذاريد بگوييم كه

او هم مثل همه انسان ها قلب دارد و جنس آن هم از سنگ نيست فقط كافي است قدري صبر داشته

باشيد تا از غوره حلوا ساخته شود. مرد متولد شهريور گاهگاهي نظم زندگي خود را كنار مي گذارد و به

قول معروف پر هياهو مي شود ز به اين وسيله مي خواهد از قابليت خود در انجام امور مختلف اطمينان

حاصل كند. اگر بر حسب تصادف موقعي با او بر خورد كرديد كه يك چنين دوره اي را مي گذراند، مطمئن

باشيد كه اين حالت تصنعي و زودگذر است و او به محض آنكه به مقصود رسيد، دوباره شيوه سابق و

طبيعي زندگي خود را در پيش مي گيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11:46  توسط Mehran  | 

قشنگ ترین حسها ...

 

قشنگترین حسها را در دورترین جاها پیدا میشه کرد

 

مثلا کنار دریا که هستی حس قشنگی داری

حتی اگه یک غم دوری و فراق تو دلت باشه حس می کنی

دریا هم همراه تو غمگینه .

یا مثلا وقتی شادی دستات رو باز می کنی و دلت می خواد

آسمون و دریا ی چسبیده بهم رو همزمان به آغوش بکشی.

وقتی کنار یک کویری تا چشم کار می کنه کویره و حس قشنگی

همچون بی انتهایی بهت دست میده .

و اگه یکم درون گرا باشی عظمت کویرو مهربونیش رو حس می کنی

اگه داخل یک جنگل بری حس قشنگ سبزی و طراوت رو می بینی

و از این  همه هماهنگی و اتحاد به وجد می آیی.

اگه کنار رود خانه ای خروشان با ایستی بازم  یک حس تازه خواهی

داشت و اونم غرورو افتخار بخاطر اینکه داری همراه رود تلاش 

می کنی تا به دریا برسی به نور برسی .

اگه به رنگین کمان نگاه کنید و از دور بهش بنگرید

یک حس وجد همراه با سکوت بهتون دست  می ده

یعنی کدوم رنگ رنگ افکار شماست و عظمت و زیبایی تا کجا ست

اگه زیر بارون راه بری حس میکنی خدا داره از گناه پاکت می کنه

 حس سبکی بهت دست می ده که خیلی عالی است

اگه زیر نور خورشید راه بری حس می کنی خدا داره گرمت می کنه

و انرژی خورشید تا مغز استخونت نفوذ میکنه !

اگه تو باد نرم و لطیف راه بری حس می کنی خدا داره نوازشت

می کنه و مورد توجه خدا قرار  گرفتی

و خدا داره دست مهربانی بر سرت  می کشه .

حالا فکر کن با این همه حس قشنگ که خدا داده

و فقط در عوض می خواد که ما به یک حس برسیم

و اون  حس قشنگ عشق است  

خدا عشق رو هم زمین قرار داده

تا به واسطه عشق های زمین ی ما رو متوجه عشق آسمونی کنه.

اما وقتی ما عشق زمینیمون را لگد مال می کنیم

و باید از دیگران با چشم گریان گدایی کنیم

چطور می تونیم به عشق خدا برسیم .

وقتی عشق زمینی دوام نداره چطور می تونیم

سیم ارتباط رو محکم کنیم وبه عشق خدایی برسیم

وقتی ممکن میشه عشق خدایی پیدا کرد که عشق زمینی

تا ابد بمونه ولی وقتی ما آدمها اونقدر بی رحم هستیم

که نمی خواهیم عشق زمینی روبه دیگران عرضه کنیم

و در حفظش ثابت قدم باشیم چطور میخواهید که عشق خدایی

نصیبمون بشه یا اینکه خدا نصیبتون کنه

توقع زیادی ! وقتی ما که از جنس خاکیم نسبت به عشق اینقدر

بی تفاوتیم و راحت از ش می گذریم

فکر می کنید لیاقت دارید که خدا عشقش رو نثار شما بکنه

هرگز         !

امکان نداره خدا به آدمهای سنگ دلی چون ما عشق آسمونی بده

ما تا ابد  و تا دنیا باقی است خودمون رو محروم کردیم

از عشق خدایی

وقتی نتوانیم عشق زمینی رو حفظ کنیم پس یعنی قدرت نگهداری

عشق آسمونی رو هم نداریم پس رها شده و تنها بدون حس قشنگ عشق  روی زمین  خواهیم ماند تا بفهمیم آنچه هدف افرینش بوده .

و بفهمیم قشنگترین حس خدا دادی  میتونه عشق باشه .

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:34  توسط Mehran  | 

عشق یعنی خاطرات بی غبار

عشق يعني خاطرات بي غبار

 

عشق يعني خاطرات بي غبار

دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نيا

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او

زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ماه تب از يك نگاه

غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق

گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "

تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن

از برايش قلب خود تقديم كن

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:29  توسط Mehran  | 

نامه ی عاشقانه به انگلیسی

نامه عاشقانه به انگلیسی؟

                   Dear ………
One week without you is like one moment without air, like one day without food and a week without water.

One week without you is like a month without sunshine or shelter.

One week without your voice is like a year absent the sound of music, or of birds, or of rain and thunder.

One week without your comfort is a week without sleep, for my heart knows no rest, and my nights give no peace.

One week without your love, and my days are empty of beauty; though I see about me everywhere others whom are called beautiful, none of them compare with your visage as I gaze at your photo.

One week without speaking with you is like years alone in the wilderness or a deserted island; though I may talk with people on the streets, my soul has no communion.

One week without you is like a year in a prison; though I may come and go as I please, my soul knows no freedom.

One week without you in my life is like no life at all!

I love you forever,

……….

 تصویر:2006-12-03 Ring of love Edit.jpg

عاشقی پیداست اززاری دل             نیست بیماری چو بیماری دل

 
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:25  توسط Mehran  | 

تست


درصد عشق

  *** تست عشق ***

 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:16  توسط Mehran  | 

تست


تست روانشناسی

 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:15  توسط Mehran  | 

مرگ چیست!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:1  توسط Mehran  | 

دل من

 

دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده

می خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیده

یه سوال عاشقونه بگه هر کسی می دونه

اونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده ؟

چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من

دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده

گفتم از عشق تومی خوام سر بذارم به بیابون

گفت تو عاقل تر از اینی این کارا از تو بعیده

التماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابم

گفت که هذیون رو تموم کن انگاری تبت شدیده

گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی

گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده

اونی رو که دوست نداری دنبالت میاد تا آخر

اونی که دنبالشی تو چرا دائم ناپدیده

تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد

رنگ من که هیچی زیبا رنگ آسمون پریده

سرنوشت گریه نداره خودت این رو گفتی اما

تو دل من نمی دونم چرا باز یه کم امیده

تو من رو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم

چه قدر واسم عزیزه اونکه از من دل بریده

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 10:49  توسط Mehran  |